نویسنده: ابوالفضل هدایتی
جایگاه جشن امامت مهدی موعود (عج) در جامعه«مقاله»
3/5/89 ساعت : 00:27
منتظران ظهور قائم آل محمد (ص) و به ویژه عالمان و وارثان متعهد و روشنگر، باید پیشاهنگ روند نکوداشت روزی باشند که سرآغاز حرکت و رهبری بشر، به سمت و سویی عدالت جهانی است.
در جهانبینی اسلامی، پس از توحید و نبوت و معاد، مسالهای برتر از مسأله امامت یا رهبری معنوی و اجتماعی نسلهای بشری به چشم نمیخورد.
در حقیقت، این اصل را میباید بسترساز اصول یاد شده دانست، زیرا از رهگذر رهبری الهیِ پیشوایان معلوم است که میتوان، به رستگاری در زندگی این جهانی و زندگی آن جهانی دست یافت.
دورانهای امامت، پس از ختم نبوت ـ که نمودار رشد و بلوغ اندیشه بشری است ـ یکی پس از دیگری، در امتداد بعثتهای ابراهیمی به شمار میآیند.
به سخنی دیگر، هر امامی از امامان معصوم شیعه که وصایت ختم پیامبران را در زمان خویش عهدهدار است. از سویی مرزبان دین و آموزههای حیاتبخش آن شناخته میشود و از سویی دیگر، پیشوای مردم.
امامت حضرت مهدی (عج) در دوران آخر زمان، در عین حال که نمودار رهبری معنوی پیشوایان برگزیده حق است. تمایزهایی با دورانهای پیشین امامت در اسلام دارد. در حقیقت، فلسفه جهانی مهدویت، سبب تمایز واپسین دوران امامت ابراهیمی ائمه اطهار (ع) گشته است، زیرا مهدی موعود، آخرین ذخیره الهی است که با ظهور جهانگیر خویش، بسترساز چیرگی نهایی حق بر باطل میشود. تردیدی نیست که مردم، از مفهوم و فلسفه و منزلت امامت در جهانبینی اسلامی، ضرورتی انکارناپذیر است.
از رهگذر آشنایی با جایگاه امامت نیز و تأثیرگذاریهای معنوی و علمی و اجتماعی و سیاسیِ آن است که میتوان، دین حق را به راستی و درستی نمایاند.
آنچه یاد شد، همه دوران امامت امامان معصوم را در بر میگیرند. یعنی بحث امام شناختی، از محورهای بنیادیِ آموزههای اسلامی به شمار میآید. آنگاه که از فلسفه امامت و رهبری در اسلام، سخن به میان آید، امامت مهدی موعود (عج)، همانند دیگر امامتها مطرح میشود.
رسالت دیگر افزون بر طرح مسأله امامتِ امامان یا جانشین راستین پیامبر اسلام (ص) ـ که رسالت عالمان دین و مروجان شریعت محمدی است ـ رسالتی دیگر رخ مینماید. این رسالت دینی ـ که از آن میتوان به عنوان رسالت تکمیلی یا خاص یاد کرد ـ همانا بزرگداشت نخستین روز امامت و پیشوایی حضرت حجت (عج) است.
یک پرسش در این جاست که با یک پرسش روبهرو میشویم: چرا روز آغازین امامتِ واپسین وارث علوم و معارف ناب الهی، مطرح نیست؟
این سؤال، با توجه به حیات امام مهدی (عج) و همچنین تکلیف انتظار برای ظهور حاکمیت الهی آن حضرت ـ که رسول بزرگوار اسلام بشارت آن را داده است ـ جایگاهی در خور تأمل دارد.
در حقیقت، پرسش درباره زمانی است که طلیعه شکوهمند یک دوران تأثیرگذار، بر سرنوشت ملتهای جهانی شناخته میشود.
در این جا، سخن از تاریخ و مباحث تاریخی پیشین نیست که فقط در حوزه نظر و پژوهش تاریخشناسان باشد. باید دانست که طرح پرسش مرتبط با آغاز امامت مهدی، با دوران کنونی حیات بشر، و به ویژه با آیندهای روشن و سرشار از نیکیها و پاکیها و دادگریهای موعود، پیوند خورده است.
از این رو، نیاز است که منتظران ظهور قائم آل محمد (ص) و به ویژه، عالمان و وارثان متعهد و روشنگر، پیشاهنگ روند نکوداشت روزی باشند که سرآغاز حرکت و رهبری بشر، به سمت و سویی عدالت جهانی است.
پاسخ احتمالی ۱. شاید برخی بر این باورند که جشن امامت حضرت مهدی (عج) ضرورت ندارد، زیرا جشن میلاد آن حضرت در نیمه شعبان، به گونه باشکوهی برگزار میشود.
در این که، منتظران هر ساله مراسم بزرگداشت تولد مهدی موعود داشته و نسبت به خاندان پیامبر اسلام، به ویژه یادگار واپسین آن حضرت، اظهار ارادت دارند، جای تردید نیست، اما باید دانست که در نیمه شعبان، موضوع جشن شیعیان، همانا میلاد امام است.
درست است که در پارهای از مجلسها و گفتارها، یا نوشتارها از حیات و امامت مهدی (عج)، سخن به میان میآید، اما چندان به نظر نمیآید، زیرا مردم به میلاد میاندیشند و برای آن، جشن میگیرند.
گفتنی است که حتی به موضوع انتظار و تبیین فلسفه آن، و همچنین ویژگیهای منتظران راستین مهدی، کمتر پرداخته میشود. بنابراین، اساساً اندیشههای شیعیان، به سمت و سوی امامت و طرح مسایل آن رانده نمیشود.
بهره حداکثری ـ که نصیب شرکتکنندگان در جشنها پانزدهم شیعیان میشود ـ همانا شادمانی فراگیری است که میلاد قائم آل محمد (ص) فراهم آورده است. شکی نیست که میباید، این شادمانی در جای جای سرزمینهای شیعه، استمرار یابد.
از اینرو، میباید جشن آغاز امامت حضرت حجت (عج) را برگزار کرد. از رهگذر این نکوداشت است که میتوان از مسایل امامت در جهانبینی دینی شیعه سخن گفت و همچنین، شبهات بسیاری که وهابیون پیرامون وجود و رهبری آن حضرت پراکندهاند، بیاثر ساخت.
افزون بر آن، سقف اندیشه امامشناسی، به ویژه مهدیشناسی را در میان شیعیان منتظر بالا برد. بسیاری از آنان، چنان که بایسته است، در این باره کمتر میدانند.
به هر حال، یک فرد منتظر، باید بداند که چشم به راه کدام امام و کدامین موعود جهانگیر است و او چه مکتب و صراط و حاکمیتی دارد؟ و اساساً تفاوت و تمایز حکومت جهانی امام مهدی (عج)، با حکومتهای دیگر در چیست؟
بدین گونه، به دست میآید که طرح جشن امامت مهدی (عج)، در حقیقت، بسترآفرین روشناییهای تأثیرگذاری است که مکتب انتظار و اعتراض شیعی میطلبد. یعنی، مقصود صرفاً برگزاری جشن و شادمانی شیعیان نیست.
آنان از این راه میتوانند تصویر شفاف و سازندهای از فردای مطلوب جهان به دست آورند. بیگمان، اینگونه بهرهگیری، سطح اعتقادی و فکری و عملیِ منتظر را ارتقا میدهد؛ تا آن جا که او میتواند مرزبان ایده انتظار گردد.
بایستهها به نظر میرسد که درباره جشن امامت حضرت مهدی (عج)، بایستههایی قابل طرح است. بیگمان این بایستهها، از تکلیفهایی حکایت دارند که بر دوش ارادت مندان به آن حضرت قرار گرفته است. اینک، به پارهای از آن بایستهها اشاره خواهد رفت:
۱. دینپژوهان حوزه و دانشگاه، میباید ضرورت پرداختن به جشن و سرور، برای آغاز شدن روند رهبریِ نجاتبخش نهایی را یادآور شوند. آنان، به ویژه مهدیشناسان، میتوانند ضمن تشریح دورانهای پرفراز و نشیب امامت، به بیان چند و چونِ امامت واپسین وارث پیامبر اسلام (ص) بپردازند. آیا همگان میدانند که امامت مهدی (عج)، در دشوارترین عصر رهبری امامان شیعه آغاز گشت؟
بسیاری از منتظران نمیدانند که دو امام همام شیعه ـ امام هادی و امام عسکری (ع) ـ در محیط خفقانآمیز و نیز در پادگان نظامی خلافت عباسیان میزیستند.
در حقیقت، میلاد حضرت مهدی (عج)، با میلاد حضرت موسی (ع) همانندی داشت. بنابراین شروع امامت او نیز، از همین تنگنای تحمیل شده بر خاندان رسول (ص) بوده است.
گفتنیها در این باره بسیار است و تأملخیز بیگمان، آشنایی شیعه منتظر، با فضای دشوارخیز عصر آغازین امامت مهدی موعود، تأثیر بسیاری بر ذهنیت و حرکت اجتماعی و فرهنگی و سیاسیاش خواهد نهاد. پس، گفتارها و نوشتارهای روشنگرانه، سهم بسیاری در غنای فکری گرایندگان به مکتب انتظار خواهد داشت.
۲. دستاندرکاران صدا و سیما ـ که در سالروز میلاد حضرت بقیه الله (عج) برنامههایی پخش میکنند ـ میباید، سالروز امامت آن حضرت را نیز بزرگ شمارند. شاید از این رهگذر، بتوان اندکاندک جشن امامت را در میان جامعه منتظران گسترش داد.
ناگفته نماند که این حرکت، روشنگریهای بنیادین پیرامون مسأله اساسی امامت و فلسفه و اهداف و آثار آن را میطلبد. چون مقصود، فقط برگزاری جشن نیست. خرد و کلان جامعه دینی، میباید به شناختهای متناسب با امامت و مهدویت دست یابند. طرح پرسشهای منطقی و راهگشا، پیرامون موضوع یاد شده، خواه ناخواه، مصاحبههای سودمندی، به همراه میآورد.
اساساً، سؤال کردن در ارتباط با روزی به نام روز آغازین امامت، شنوندگان و بینندگان را وا میدارد، تا به مسأله بنیادی امامت بیندیشند.
۳. مسؤولان آموزش، در سطوح گوناگون آموزشی کشور، از آموزش ابتدایی تا مقطع آموزش عالی، از راههای گوناگون و جذاب، میتوانند ضرورت جشن و نکوداشت امامت واپسین منجی عالم بشریت را طرح کنند.
جوانان و به ویژه دانشجویان مسلمان، خواه ناخواه میدانند که مذهبها و مکتبهای گوناگون، هر کدام به گونهای گرایش به آینده یا موعود جهانی دارند.
بنابراین، جشن امامت، زمینه شناخت دقیق و عمیق آنان را فراهم میآورد، تا مفهوم نجاتبخشی و نجاتبخش نهایی جهان را از نظرگاه قرآن کریم، به دست آورند.
افزون بر آن، آموزگاران و دبیران، میباید ذهنیت متناسب با امامت و مهدویت را، در چنین روزی پدید آورده و یادآور شوند. انتقال این آموزهها و یادآوریها، به خانهها و خانوادهها، سبب استواری پیوند پدران و مادران با امامت مهدوی موعود خواهد گشت.
۴. مساجد کشور، در شهرها و روستاها، باید به صورت کانونهای فعال و تأثیرگذاری در جهت برگزاری جشن امامت مهدی (عج) در آیند. دستاندرکاران تبلیغ و ترویج مبانی دینی، میباید پس از تقسیمبندی مخاطبان خود، برنامههای متنوع و روشنگرانهای را در ارتباط با امامت حضرت قائم (عج) اجرا کنند.
گوناگون بودن مخاطبها، خواه ناخواه، مدیریت در برنامهریزی و آموزش اعتقادی متناسب با سطح فهم و شناخت آنان را میطلبد. ناگفته پیداست که این تلاش، افزون بر برگزاری مراسم و هدایتگریِ عمومی، پیرامون امامت مهدی است. جشن امامت، در مسجدها، به دلیل پیوند دیرینه این کانونها با مردم، بیگمان تأثیرگذاری فزونتری خواهد داشت.
۵. مطبوعات و رسانههای خبری و تحلیلی کشور که پیشتر با گروههای نخبگان و تحصیلکردگان جامعه، پیوند دارند، نقش تعیینکنندهای در تکریم و تعظیم مقام امامت حضرت حجت (عج) خواهند داشت.
روشنگریهای اعتقادی و نیز گرایشهای مصور از مراسم جشن رهبریِ الهی مهدی، سر آغاز کوششهای متنوع، در جهت امامشناختی به شمار میآیند.
سخن آخر از آنچه گذشت، به روشنی بر میآید که برگزاری جشن امامت و ولایتِ واپسین پیشوای ابراهیمی، سودمند است و تأثیرگذار. در حقیقت، جشنهای نهم ربیعالاول و پانزدهم شعبان، مکمل یکدیگرند. در یکی، سخن از حیات یک انسان کامل است، و در دیگری، سخن از امامتِ انسان کامل.
آنگاه که جامعه منتظران، به درستی با زندگی و رهبریِ انسان کامل، انس و آشنایی پیدا کنند، بیگمان مهدویت چهره حقیقیاش را مینمایاند.
اینکه برخی فرصتطلبان، در هر زمان و مکانی، ادعای مهدویت کرده و دستهای را گرد خویش میآورند، دلیلی جز فقر ذهنی و فکریِ جذبشدگان ندارد.
|